"زنی در زندگیات پیدا شده که میخواهد شوهرت را از راه به در کند! مادر شوهرت و خواهر آن نیز برای تو دام گذاشتهاند. پسرت در آینده مهندس یا دکتر میشود و..."این حرفهای زنی فالگیر در نزدیکی حرم سید علاءالدین حسین به یک زن بود!بدون تردید دنیای فالگیران عجیب و گسترده است. آنها نیز در حرفه خود که کلاهبرداری محسوب میشود با تراوشات ذهنی نسخههایی برای مردم میپیچند. کسانی که یا برای رفاه و مزاح به آنها مراجعه کردهاند و یا حقیقتاً از سر درد و ناچاری پیشبینی طالع خود را به رمال و فالگیر سپردهاند؟!یکی از دوستان فعال در حوزه دادگستری میگفت: بسیاری از پروندههای خانوادگی ناشی از فعالیت شیادانی است که به عنوان فالگیر و رمال به زن یا شوهر اطلاعات نادرست دادهاندو آن اطلاعات منجر به فرو ریختن دیوار اعتماد و از نیام بیرون آمدن شمشیر نزاع در زندگی زناشویی شده است.متأسفانه در برخی خانوادههای جامعه ما سخن رمالان و فالگیران به آنگونه نقطه عطف است که در بسیاری از تصمیمهای سرنوشتساز زناشویی، خرید مسکن، اشتغال و... مبنا قرار میگیرد که این امر عواقب ناخوشایندی برای خانوادهها و حتی جامعه در پی خواهد داشت.با این حال تردیدی نیست که فالگیری و رمالی یک معضل درون جامعه امروزی محسوب میشود که مدیران فرهنگی و نهادهای غیردولتی اجتماع باید در راستای فرهنگسازی و ارتقای سطح آگاهی مردم در این حوزه تلاشی مضاعف داشته باشند.متأسفانه حضور دهها فالگیر در درب ورودی حرم سید علاءالدین حسین (ع) یا حرم شاهچراغ (ع) در شیراز که عنوان سومین حرم اهلبیت (ع) کشور را به نام خود ثبت کرده غیرقابل تحمل است.بعید میدانم مسئولان مربوطه در پاکسازی اطراف حرمین مطهر از وجود افراد رمال و فالگیر عاجز باشند هر چند با جمعآوری این تعداد انگشتشمار در شیراز این معضل اجتماعی برطرف نمیشود اما کمترین پیامد مثبت این است که زائران و گردشگران در این شهر با این افراد شیاد و کلاهبردار مواجه نخواهند شد. فالگیرانی که با ادعاهای پوچ و بیمعنی نه تنها جایگاه فرهنگی، مذهبی و تمدن استان بلکه کشور را به زیر سؤال میبرند!؟
*انتشاردرروزنامه عصرمردم
روزپنج شنبه هفته گذشته براساس روال هرساله نشست علمی یادروزسعدی درمحل تالارمرکزاسنادوکتابخانه ملی فارس برپاشد.وجه تمایزنشست امسال باسالهای گذشته حضوراساتیدفلسفه وسخنان آنها پیرامون سخن سرای مشرق زمین سعدی شیرازی بودفیلسوفانی نظیردکترغلامحسین ابراهیمی ودکتررضاداوری اردکانی که انصافا هرکدام پیرامون سعدی سخنانی تازه ارائه کردند.در ابتدای این برنامه کوروش کمالی سروستانی، مدیر مرکز سعدی شناسی، از تلاش های ستاد برگزاری یادروز سعدی، استانداری فارس، بنیاد فارس شناسی، مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قدردانی کرد.وی سپس با اشاره به نامگذاری این سال به نام «معارف اسلامي و فرهنگ ايراني در آثار سعدي» به نگاه سعدی در معارف اسلامی پرداخت. کمالی سروستانی گفت: در قلمرو شعر کهن فارسی، نخستین موضوعی که از لحاظ ارزش های اخلاقی اسلام حائز اهمیت فراوان است، اندیشه یکتاپرستی و اعتقاد به توحید است. در بیشتر آثار کهن فارسی ، موضوع خداپرستی و بحث صفات جلال و جمال خداوند به گونه ای هنرمندانه مطرح شده و شاعران و نویسندگان موحد و حقیقت جوی بر اساس هنر شاعری و نویسندگی خویش، به اثبات وجود پروردگار و توصیف مظاهر رحمت و لطف او و بیان نظم و عظمت جهان هستی پرداخته اند.
مدیر مرکز سعدی شناسی خاطر نشان کرد: توحید و یکتاپرستی در مکتب سعدی نیز از جایگاه خاصی برخوردار است. یکتاپرستی با فطرت وجوهر روح عجین گشته است. او به پیروی از این سنت ارجمند و به باور توحیدی خود، آثار خود را با یاد و نام خداوند یکتا و ستایش های حکت آمیز آغاز کرده چرا که بر این باور است که هر کار مهمی که با نام خداوند آغاز نشود ناقص و ناتمام خواهد ماند. این سعدی پژوه با بیان اینکه ایمان مذهبی و اعتقاد راسخ به مبنای دینی به ویژه توحید و یکتا پرستی در آثار سعدی آشکارا پیداست، اضافه کرد: توحید سرسلسله عقاید راسخ و شالوده همگی افکار و آرا و اقوال سعدی است و این وجد و ذوق و عشق و جذبه که در آثار او دیده می شود برخاسته از منبع توحید و عرفان اوست. آثار سعدی با قرآن و حدیث و دیگر معارف اسلامی عجین شده است. او دلباخته پروردگار است و سر به ستایش و پرستش خدایی می ساید که قرآن کریم او را توصیف کرده و نوع بشر را به پرستش دعوت می کند؛ خدایی که عالم را از نهانخانه نیستی به عرصه هستی آورده و به تدبیر و حکمت بالغه خویش، کسوت وجود بر قالب آنان پوشانیده است. ذاتی یکتا و بی همتا، ازلی و ابدی از همه عیبی منزه و از هر نقصی مبری.مدیر مرکز سعدی شناسی تصریح کرد: سعدی به خلق جهان که همه یکسره نهال خدایند، مهر می ورزد و از سر این نوع دوستی، بشارت رحمت خداوند را که کلام الله دریافته، در قالب نظم و نثر در لابه لای حکایات و با زبانی برخاسته از ذهن و دلی عاشق، به مخاطبان خود یادآور می شود. صفات بی چونی که برتر از خوف، رجا را در دل فروماندگان متبلور می سازد.وی گفت: صفات خداوندگار از ویژگی هایی برخوردار است که در شرایط گوناگون، عرصه تجلی می یابد. مومنان و عارفان و سالکان بر این باورند که هر یک از اسما و صفات خداوند تعالی را اثری است خاص خود و بنا بر آنچه درمتون دینی ما آمده، این اسما و صفات خداوند را به دو گروه تقسیم می کنند.وی با تفکیکی این صفات به جمالیه و جلالیه توضیح داد: صفات جمالی خداوند آن دسته از اسما و صفات الهی است که در بر گیرنده معانی لطف، عطوفت رحمت و رافت است. در مقابل صفات جلالیه مظهر قهر اسما و صفات و افعال الهی است. کمالی توضیح داد: کنکاش در کلیات سعدی نشانگر بسامد بالای صفات جمالیه بر صفات جلالیه حق تعالی است. سعدی در لابلای حکایات و اشعار خویش پیوسته صفات جمالیه خداوند را بر می شمارد. در جهان نگری او خداوند و امید به فضل و لطف و رحمت او تنها سرمایه بندگان برای عفو و رستگاری به شمار می آید. وی در ادامه افزود: اهمیت این امر چنان است که سعدی در بوستان خویش، باب نهم را به توبه و یافتن راه صواب اختصاص می دهد تا صریح و آشکار عظمت بخشش خداوندی را یادآور شود. بسامد بسیار این امر یعنی سخن راندن از مغفرت، عفو و بخشایش خداوند در پرتو یقین و امیدی تردید ناپذیر، نشان از اعتقاد راسخ او به این صفت جمالی خداوندگار است. از سوی دیگر برای تاکید بر این باور پس از استغاثه و طلب بخشندگی از بارگاه رئوف غفور، مسئله شفاعت را عنوان می کند. امری که بار دیگر بر رحمت ربوبی پروردگار تاکید می ورزد. باوری که با تمام مشتقات خود" سی بار" در سوره های مختلف قرآن کریم به کار رفته است. آیاتی که شفاعت را مخصوص خدا و یا منوط به اجازه خداوند می داند. سعدی بر این اصل پای می فشرد و بار دیگر تجلی رحمانی خداوند را بر بندگانش یادآور می شود.
سعدی عصر جدیدی آغاز کرد
دكتر رضا داوري اردكاني در ادامه این مراسم گفت: ما نیازهایی داریم که کم و بیش خود به خود فراهم می شود و برخی که آن را زیاد احساس نمی کنیم؛ از جمله نیازهایی که ما کمتر احساس می کنیم نیاز به شعر و از جمله شعر سعدی است . در واقع باید پرسید: ما بدون شعر چه هستیم ؟ پاسخ به این سووال عظمت شعر سعدی را بیشتر آشکار می کند؛ چرا که سعدی برای ما یک تفنن نیست. سعدی در تاریخ ما ادامه پیدا کرده و ادامه خواهد یافت .وی افزود: سعدی ادیبی است که با ادبیات فارسی و عربی به خوبی آشناست؛ تاریخ می داند و آثار دینی و معارف اسلامی را مطالعه کرده است. سعدی تحصیل کرده و در واقع برای من توجیه پذیر نیست که بدانم اگر سعدی و حافظ و نظامی و غزالی و هر کدام از شاعران در تاریخ نبودند چه می شد؟ در واقع فقدان آن ها جبران ناپذیر است. اگر سعدی نبود ما نمی توانستیم تصور کنیم که چه کسی و در کجا بودیم . داوري اردكاني تصریح کرد: سعدی تجدید یک عهد و دوران است . وقتی مغول ها به ایران آمدند تا شرق ایران را نابود کردند. اینجا سعدی پرچم دار و احیا کننده است؛ سعدی کاری مشابه فردوسی کرد .وی افزود: سعدی معارف اسلامی ایرانی را می شناخته و معلم و آموزگار این معارف است. سعدی معلم ادب و اخلاق بوده و با شعر، نگهبان و نگهدارنده زبان و فرهنگ ما شده و همین طور این نگاهبانی ادامه دارد .این استاد برجسته فلسفه تاکید کرد: سعدی آغاز و زمان شروع عصر خودش است و تکرار کننده گذشته نیست . انسان هایی که تاریخ می سازند ماندگار می شوند. همه انسان ها اهل تفکر هستند ولی افرادی در صدر تاریخ قرار دارند. شاعران و متفکران آغاز کننده عهدها و پیمان های تاریخی هستند. مراد این است که آن ها سخنی می آورند که سخن همه می شود و همه از آن بهره ای می برند . این نفوذ یعنی جاودانگی و ماندگاری و شاعر ماندگار می شود زیرا زمان را دریافته است.وی گفت: کسی در قرن هفتم هجری در بدترین اعصار تاریخی کشور زندگی می کند و تمام آثارش زنده می ماند؛ در واقع او عین زمان است. .سعدی زبان ما است و هیچ گاه فراموش نمی شود. داوری اردکانی با طرح این پرسش که چه شده که سعدی در یک قلمرو وسیع سیاسی- اجتماعی همواره مطلوب بوده و هنوز مطلوب است؟ توضیح داد: سعدی در ما و با ما حضور دارد و چیزی از وجود ما متعلق به اوست..او هنگامی که مرثیه "المعتصم بالله" را گفت عصر جدیدی آغاز شد؛ عصر دیگری در تاریخ اجتماعی- فرهنگی و نه فقط در تاریخ شعر ما.
سعدی حکیم است نه فیلسوف
دكتر غلامحسين ابراهيميديناني سخنران بعدی این نشست بود. وی در ابتدا به نقش مدرسه و محیط اجتماعی در زندگی شخصی پرداخت و خاطر نشان کرد که این دو می تواند باهم در تعارض باشد. وی با اشاره به محیط و مدرسه سعدی گفت: سعدی درس خوانده نظامیه بغداد است که مرکز نظامیه ها و یکی از مهم ترین دانشگاه های جهان اسلام است. این مجموعه مانند دانشگاه های امروزی برای خود ضوابطی داشته اما به لحاظ محتوا این دانشگاه تحت تاثیر منطق شافعی و کلام اشعری بوده است. سعدی درس خوانده نظامیه است و این موضوع در او اثر داشته است. دینانی به محیط سعدی اشاره کرد و افزود: سعدی به نقاط مختلف دنیا سفر می کند، با انسان های مختلف و بزرگانی چون مولوی، شیخ صفی الدین اردبیلی و... نشست و برخواست داشته و این دیدارها هم کم نیستد چون او عمر درازی داشته است. سعدی سرد و گرم روزگار را چشیده و استعداد زیادی هم دارد اما همه این ها به تنهایی او را نساخته بلکه سعدی را زمان خود ساخته و معاصر عصر خویش بوده است. یعنی عصر خودش را یافته است. این استاد فلسفه تاکید کرد: سعدی حرف های نظامیه و کلام اشعری را تکرار نمی کند بلکه روح زمان خودش را گرفته و مبدا تاریخ و دوران ساز می شود. این چنین که تا سعدی هست زبان فارسی هم هست و تا زبان فارسی هست سعدی می درخشد.وی افزود: سعدی اشعری به ذات است. می گوید: به نام خداوند جان آفرین/ حکیم سخن در زبان آفرین. مصرع دوم، تمام جدال فکری تاریخ اسلام و تمام بحث های امروز کمبریج و هاروارد و دانشگاه های امروزی را در خود دارد. این همان موضوع فلسفه تحلیل زبان است. "حکیم سخن در زبان آفرین" یعنی آیا زبان سخن می گوید؟ یا سخن در زبان من آفریده می شود؟ جنگ همین است. سعدی اینجا اشعریت خودش را ثابت می کند که " در زبان من سخن آفریده می شود". اشاعره می گفتند: کلام یعنی سخن در دل است و زبان نماینده آن. دینانی تاکید کرد: سعدی عارف بزرگی است و به حکم اینکه وارد دنیای عرفان شده نمی تواند اشعری بماند و باید عبور کند. مولوی و غزالی هم همین کار را می کنند. این استاد فلسفه در ادامه سخنرانی خود گفت: سعدی فیلسوف به معنای کلمه نیست ولی "مفتی ملت اصحاب نظر" است؛ فلاسفه هم همین کار را می کنند. سعدی بی تردید حکیم است. در ایران باستان حکیم وجود داشته نه فیلسوف؛ چرا که فیلسوف یونانی است. حکیم یعنی کسی که سخنش محکم است." اتقان صنع " دارد؛ پس نظر و کار حکیم، محکم تر است. وی در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به جایگاه سعدی در ادبیات تاکید کرد: اگر سعدی را الم می کردیم، حرف اول را در دنیا می زدیم.دینانی در ادامه با اشاره به دو اثر گلستان و بوستان گفت: این دو کتاب هر دو درباره انسان است اما گلستان درباره انسان آنچنان که هست صحبت می کند و بوستان از انسان و اجتماع آن گونه که باید باشد. انسان هم اگر خودش را آن گونه که هست نشناسد درباره آنچه که باید خودش را نمی شناسد. خداوند می فرماید: من آنم که هستم اما ما باید بگوییم: من آنم که می شوم. بحث سعدی هم در گلستان و بوستان همین است. این حکمت عملی است. وی توضیح داد: سعدی می گوید: "تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی". این خلاصه گلستان است. اما بوستان اخلاق است. اخلاقی که سعدی ریشه هایش را به عشق می برد. گلستان انسان را آنچنان که هست نشان می دهد و بوستان آنچه می تواند باشد.
صدای دلانگیز همایون یزدانپور مجری پیشکسوت و توانمند رادیو فارس که در پسینهای فرحبخش بهاری غزلهای حافظ و سعدی میخواند و هنوز در ذهن بسیاری از مردم این دیار و حتی برخی از نقاط کشور زنده است! دیالوگی آشنا که منجر به گفتوگویی ادیبانه میگردید «اینجا شیراز است صدای مرکز فارس!».اکنون چند دهه از تأسیس صدای آشنا رادیو فارس بر صفحه خاطرات ما میگذرد و آن صدای آشنا که سرچشمه زلال بسیاری از غزلهای ناب معاصر و دیروز است اکنون همراه با بهار و در انتهای خیابان زیبای فروردین و در آستانه اردیبهشت زیبای شیراز صدایی شبانهروزی شده است.صدای فارس با طرحی نو با حفظ اصالت تاریخی و تجربههای گذشته خود باز در گوش اهل دل خانه خواهد کرد و مخاطبین خود را به عمق زلال واژهگان زیبای معرفت اشعار حافظ شیرین سخن و شیرینی کلام سخنسرای مشرقزمین سعدی شیرازی و همچنین به وادی اشعار پرنغز شاعران دیگر این دیار خواهد برد!صدای فارس صدای سومین حرم اهلبیت کشور، مهد فرهنگ و تمدن، شهر شعر و غزل صدایی ماندگار است چرا که «تنها صداست که میماند!».اکنون صدای مرکز فارس در نخستین روزهای سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی اولین صدای مرکز استانی کشور به طور شبانهروزی است که این امر نیز درخور توجه و تقدیر میباشد.بدون تردید طی دو سال گذشته صدا و سیمای مرکز فارس با شناخت ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی این دیار درصدد احیاء و ترویج فرهنگ بومی استان بوده است که خوشبختانه از موفقیت مناسبی نیز برخوردار شده است.کمتر از یکسال از 24 ساعته شدن سیمای مرکز فارس میگذرد که اکنون شاهد گشایش شبانهروزی صدای فارس هستیم. این شواهد نشان از بستر مناسب فرهنگی و تمدن استان میدهد که متأسفانه در برخی مواقع مورد غفلت قرار گرفته است.با این حال این رویداد مهم فرهنگی را به مردم فهیم استان تبریک و به مدیران شبکه استانی فارس نیز خسته نباشیدی میگوییم.
*انتشارروزنامه عصرمردم
بهارسبزباهمه زیبائیهایش ازراه رسیدوهرلحظه گام هایش دل رابه سوی باغ خیال روشنایی هدایت می کند.بهارهمراه باسپیده ازسمت کوچه باغ خاطرات آهسته سوی خانه دل میایددربامدادفرودین صدای شوق چکاوک عاشق چه خاطره انگیزاست!واین بهاریه ای تقدیم به همه عابران ازاین گذرگاه مجازی!
دربامدادخاطره،درابتدای گل
شوق نسیم چشم توای جان چه دیدنی است
درفصل سبزو
موسم شادی،
آوازآن چکاوک شادان
شنیدنی است!
اکنون برای شادی دشت خیال تو
من می سپارمت به بهار،
ای شعرزندگی!
درسوگ بانوی قصه فارسی دکترسیمین دانشور
شیرازوکوچه ها
درختان، گل اشرفی
وکوچه باغ های مسجدوردی
آغشته درسکوت
بانوی قصه های تو
سوگوارخون سیاوش
رازدرخت گیسو
از"سووشون"گذشت!
"شهری است چون بهشت"
شیرازدرنگاه عمیق تو،آری
اکنون که می روی باساربان خسته به دیدارباجلال
ای باشکوه بانوی قصه ها
* * *
اسفندماه بی توبه بن بست ارض
نبش پلاک خانه
رازبهاروعطراقاقی نگفته است
دیوارهای خانه تورامی دهدنوید:
دیدارباجلال،آسوده می شوی!
*انتشاردرروزنامه عصرمردم
آهنگ پیام کوتاه تلفن همراه این بار از سوی یکی از دوستان فرهنگور پیام داد که سیمین دانشور صاحب "جزیره سرگردانی" رفت! این پیام از رفتن بانوی داستان معاصر خبر داد.دکتر سیمین دانشور همراه با غروب روز پنجشنبه گذشته 18 اسفندماه در آستانه سن 91 سالگی دار فانی را وداع گفت.رمان ارجمند «سووشون» با نثر روان و شرح وقایع هجوم بیگانگان در جنگ جهانی دوم از برجستهترین آثار این نویسنده شیرازی به شمار میرود که از سال 1348 تاکنون به زبانهای مختلف دنیا ترجمه شده است. بانوی قصه فارسی در این اثر ماندگار که به همسرش جلال آل احمد تقدیم کرده است علاوه بر شرح رخدادهای هجوم متفقین به ایران، با نثری شاعرانه، دقیق و محکم، تصویری درونی و هنرمندانه از تحولات منطقه فارس در آن زمان ارائه میدهد."در نخستین فصل رمان، زری و همسرش یوسف قهرمانان اصلی رمان را در مجلس عقدکنان میبینیم که نویسنده در حین توصیف ماهرانه عروسی، فضای اجتماعی سالهای 1320 را شرح میدهد. سالهایی که انگلیس در فارس نیرو پیاده کرده و جنگ ناخواسته با خود قحطی و بیماری آورده است.حاکم ایرانی منطقه فارس نیز دستنشانده اشغالگران است و فئودالها و تاجران با فروش آذوقهی مردم به ارتش بیگانه قحطی ایجاد کردهاند."*تعهد اجتماعی این نویسنده به گونهای است که در رمان یاد شده با وجود اینکه یوسف از خوانین شهر میباشد اما شخصی دلسوز و آگاه به مسایل زمانه است و رضایت رعیت و رفاه محرومین میخواهد این مهم مصداق زندگی بانوی داستاننویسی همروزگار ماست چرا که او از خاندان برجسته و متمکن شیراز در سده گذشته است.پدرش میرزا محمدعلی دانشور و مادرش از خاندان حکمت که هر دو خانواده دارای ثروتهای زیادی در منطقه فارس بودهاند اما او در رمان خود از محرومین جامعه به شکل ماهرانهای دفاع میکند و یوسف شخصیت استقلالطلب از طبقه مرفه جامعه همواره با حاکم و اشغالگران در حال مبارزه است!این نویسنده مطرح معاصر همواره به شهر شیراز علاقه میورزید و به همین دلیل نیز حکایت شاهکار نویسندگی خود را در شهر شیراز توصیف کرد.یکی از نکات برجسته در زندگی کارنامه نویسندگی دانشور این بود که هر چند تا واپسین لحظات عمر در کنار شوهرش، مرحوم آل احمد ماند و 42 سال پس از مرگش همواره از خوبیهایش سخن راند و نوشت اما در عرصه نویسندگی و سبک و سیاق کاملاً مستقل و با سبک خود جلو رفت به طوری که خود در مصاحبهای میگوید: «در آغاز ازدواج با جلال قرار بر این شد که او جلال آل احمد باشد و من سیمین دانشور!»بدون تردید با مطالعه آثار و حتی ترجمههای آن مرحوم میتوان دریافت که سیمین دانشور در حوزه نویسندگی حرفهای خود کاملاً مستقل عمل کرده است!علاقه وافر این نویسنده به ادبیات و عرفان اسلامی نیز از نکات قابل توجه آن مرحوم میباشد به طوری که خود در گفتوگو با خبرگزاری «ایلنا» میگوید: من مثنوی مولانا را با مرحوم دکتر فروزانفر خواندهام؛ ما در آن زمان به عنوان تکلیف باید مأخذ تمثیلات مولانا را درمیآوردیم، که این کار را کردیم و بیشتر این تمثیلات از قرآن بود.وی در مورد تأثیرپذیری خود از آثار مولانا اشاره میکند و میگوید: من تأثیر زیادی از آثار مولانا گرفتهام و معتقدم عرفان مولانا عالیترین عرفان است. من خدا را فراگیر میبینم، خدا در کل موجودات تجلی کرده است برای این که انسان را به صورت خودش آفرید.وی در گفتوگویی دیگر نیز بر استفاده از منابعی چون قرآن، شاهنامه و عرفان مولوی در داستاننویسی تأکید دارد و میگوید: اینها از جمله منابعی هستند که ما در ادبیات و شعر امروز خود از آنها استفاده کردهایم این یعنی، ادبیات ما خالی از توجه به آثار غنی گذشته و پیشینیان نمیباشد!کتابهای «سووشون»، «جزیره سرگردان»، «ساربان سرگردان»، «غروب جلال»، «نامه جلال به سیمین»، «به کی سلام کنم؟» و ترجمههایی نظیر «بنال وطن»، «داغ ننگ» و... از جمله آثار این نویسنده میباشند.اردیبهشتماه سال 79 به بهانه سالروز تولدش به خانهای که در خیابان تقیرفعت بنبست ارض تجریش بود و در جوار خانه نیما یوشیج قرار داشت، رفتم. خانهجلال آل احمد که هنوز پس از سالها از رفتن اوبرای هر عابر کوچه بیانتهای ادبیات معاصر خاطرهانگیز است.خانه ای که می گویندشبی ازشبهای دوران ستمشاهی مرحوم حاج سیداحمدخمینی درب آن رازده بودبه صاحبخانه گفته بود:آقاسلام رسانده اندوخواسته اندیک جلدازکتاب غرب زدگی تان بدهیدتادرقم به شکلی منتشرش کنیم! خانه ای که زمانی کانون مبارزانی نظیرمرحوم آیت اله طالقانی وامام موسی صدربوده است .با شنیدن نام شیراز به توصیف زیباییهای شهرش پرداخت و از شاعران برجستهای چون منصور اوجی، پرویز خائفی و شاپور جورکش یاد کرد. پس از دیدار چند نامه مکتوب از آن بزرگوار به دستم رسید که نکات ادبی آن نوشتارها در حوزه داستان و شعر معاصر به عنوان یادگاری از برجستهترین زن داستاننویس معاصر در ذهنم جاودانه خواهد ماند!
* صد سال داستاننویسی ایران – حسن میرعابدینی نشر چشمه
*انتشاردرروزنامه عصرمردم
" کلمه روزنامه در زبان فارسی ، ریشه ای قدیمی دارد . در بسیاری از کتابهای قرون اولیه اسلامی ، این کلمه با معرب آن به صورت « روزنامجه » دیده می شود. از جمله ذکر گردیده که صاحب بن عباد ، کاتب و وزیر مشهور آل بویه (م ۳۸۵ ه.ق) روزنامه ای داشته و وقایع روزانه را در آن ثبت می کرده است . بنابراین، روزنامه در گذشته های دور به معنی دفتر یادداشت و گزارش های روزانه به کار می رفته است . اما روزنامه به معنی معمول و رایج کنونی ، همان کاغذ اخبار (Newspaper) انگلیسی است . نخستین روزنامه فارسی ، کاغذ اخبار بود که توسط میرزا صالح شیرازی (یکی از دانشجویان اعزامی به فرنگستان) و در عهد محمدشاه ، به سال ۱۲۵۳ تا ۱۸۳۷ هجری قمری و به طور ماهیانه منتشر می شد . دومین روزنامه « وقایع اتفاقیه » بود که به دستور امیرکبیر و از سال ۱۲۶۷ منتشر شد. در این روزنامه علاوه بر اخبار دولت و دربار ، از اوضاع سیاسی و اجتماعی اروپا و آمریکا نیز مطالبی نوشته می شد. این نشریه بعدها به نام روزنامه « دولت علیه ایران » تغییر نام داد. روزنامه های دیگری نیز همچون «روزنامه علمیه دولت علیه ایران»، «روزنامه ایران»، «روزنامه رسمی ایران»، «شرف»، «شرافت»، «تربیت»، «مریخ»، «اطلاع» و ... در تهران و در عهد ناصری و مظفری منتشر می شدند. برخی شهرستانها نیز روزنامه خاص خود را داشتند. از آن جمله اند روزنامه های «تبریز»، «احتیاج»، «الحدید»، «ادب» و «کمال» که در تبریز منتشر می شد و « فارس » که در شیراز و « فرهنگ » که در اصفهان به طبع می رسید. اغلب این روزنامه ها دولتی بودند و طبیعی است که مطالب آنها نیز در راستای تحکیم موقعیت حکومت قاجارها بود، اما در عین حال، اطلاعات مختصری هم درباره اوضاع و احوال کشورهای جهان، به ویژه پیشرفت های اروپاییان در آن ها درج می شد و در آگاه سازی مردم بسیار موثر بود."ازدیربازروزنامه نگاران درجامعه نقش های متفاوتی ایفاءکرده اندگاهی تلاش برای رفع مشکلات مردم جامعه سرلوحه کارخبرنگاران وروزنامه نگاران بوده است!متاسفانه باآسیب شناسی دقیق می توان دریافت که دربسیاری ازمواقع جامعه روزنامه نگاری به خصوص خبرنگاری به جای پرداختن به حرفه اجتماعی وموثرخوددرپیچ وخم رپرتاژها وآگهی روزنامه ای درمانده اندچه آنکه دراین گیر ودارحرفه ووظیفه اصلی خودرانیزفراموش می کنند؟!نگارنده این نوشتارباسابقه بیش از۱۰سال کاررسانه ای درحوزه مکتوب اذعان دارم که این روندنامناسب بسیاری ازاستعدادهای درخشان رانیزآسیب پذیرمیکند.تردیدی نیست که روزنامه نگاری که ازحرفه اصلی خودمنحرف میشودوبه بازاریابی می پردازدهرگزبه اهداف اصلی دراین حرفه نخواهدرسید.درعصرارتباطات ورشدحیرت آفرین فن آوری که به جنگ رسانه معروف شده است بایدبستربه گونه ای فراهم شودکه اقتصادرسانه هاتوسط افرادمتخصص دراین حوزه ارتقاءیابدوخبرنگاربه حرفه اصلی خودکه ازآن به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می شود،بپردازد!باتوجه به گسترش روزافزون علوم یک خبرنگاروروزنامه نگارحرفه ای بایددرپی کسب تازه های علمی درحوزه فعالیت خودباشدتوجه به این مهم وجه تمایز یک خبرنگاربابازاریاب تبلیغاتی خواهدبود!
یادش بخیردراوایل دوران ابتدایی دفترچه های یادداشت برای یادآوری مشق شب می خریدیم.دفترچه هایی که گاهی هم تبدیل به دفترخاطرات کودکان خوش ذوق می گردید!اکنون وبلاگ درفضای مجازی دفتریادداشت مناسبی است که خوانندگان بسیاری هم دارد.سه سال تمام ازایجادوبلاگ یادداشت خبرنگارمی گذردبه تعبیردیگرخوانندگان ارجمنداین پست رابه منزله جشن تولدوبلاگم قلمدادکنند،البته جشن تولدی بدون کیک وشیرینی هرچندبرای اهل معناواژه های شیرین زبان پارسی می تواندباحلاوت ترازحلواباشد!بااین حال فرازونشیب های زندگی روزمره ام دراین سه سال وارداین دفترچه مجازی شدهرچندگاهگاهی باپرده پوشی ومحافظه کاری.وبلاگ ودیگرهدایای دهکده جهانی برای بشرارمغانی است که دیوارها وفاصله ها ازبین دوستان ودوستداران برداشته است ومن نیزدل خوش به عبورسبز عابران بهاری ازمقابل این دریچه هستم!
امشب شاهد پخش سریالی بسیارقدیمی ازشبکه آی فیلم بودم.مجموعه تلویزیونی "آینه" تله تئاتری که به گمانم درزمستان ۶۴یا۶۵مردم رابه تماشای جعبه جادویی "تلویزیون" می کشاند!یادم هست درراه دبستان بچه هاویابه تعبیردقیق ترطفلان گریزپا به هم مژده می دادندکه امشب فیلم آینه دارد!ازشماچه پنهان دیدن این سریال دراین شب بارانی زمستان مرابه ایام کودکی وشب های بارانی تفرجگاه آسیاب هفتم استهبان خانه ای که درآن زندگی میکردم رهسپارکرد.صدای آرام کتری برچراغ نفتی وحضورگرم مادر،پدرخدابیامرز هم که برای امرارمعاش مقیم شیرازبود.گذرایام انسان رابه زندگی آشنا میکندهرچند نمیتوان برای یک لحظه نه به۲۵سال پیش ،بلکه به یک دقیقه گذشته رجعت کردامالحظه های گذشته برای انسان پرسشگرمی توانددانشگاهی جامع وکامل باشد.کلاس درسی که اساتیدآن لحظه های شادمانی وغمگین سپری شده است.سریال یادشده درآن زمان به آسیب های جدی ساختارخانواده واجتماع می پرداخت امااکنون تماشای دوباره سریال برای هرایرانی ملودرامی ازجوانان دیروزاست وآن دغدغه های اصلی سریال که موجب خلوت شدن خیابان ها وجذب بینندگان به تلویزیون می گردید اکنون پیش پاافتاده ترین مسائل زندگی اجتماعی مامحسوب می شود.امافراموش نباید کرد که حل آن مشکلات وفراهم کردن برخی زیر ساخت ها موجب رسیدن به نقطه مطلوب ترزندگی نسل امروزشده است.سریال "آینه"نیزدرآن زمان به اندازه کلاس های مشاوره ای برای جامعه موثربودشاید به همین خاطر هم این گونه مجموعه ها به ذهن مخاطب امروزنیزمی نشیندچراکه گذشته چراغ راه آینده است!
عصرپنج شنبه گذشته آئین رونمایی ازمجموعه سه جلدی "هنرفارس درگذرزمان"کنکاشی درهنرهای سنتی وصنایع دستی فارس درمحل تالارمرکزاسنادوکتابخانه ملی برگزارشد.درنگاهی گذراکه به این مجموعه داشتم به کارعمیق وتکاپوی دقیق ارژنگ ربیعی نویسنده این کتاب ارجمند پی بردم.دراین مراسم دکتررضاشعبانی استادبرجسته تاریخ کشورمان وعضوهیات علمی دانشگاه شهیدبهشتی تهران نیزحضورداشت این استادعالیقدر بااشاره به پیشینه گرانسنگ هنروصنایع دستی دیارفارس،به نکات قابل توجهی اشاره کردند!دراین رهگذروبه گواه تاریخ هنرمندان فارس دردوره های مختلف آثارماندگاری برتارک فرهنگ کشوربرجای گذاشته اند که ازآن جمله آثارخاندان وصال شیرازی و...می باشد.ریشه صنایع دستی درفارس آنچنان عمیق است که ازبین ۲۷۰رشته صنایع دستی کشوربیش از۱۲۰رشته به نام فارس ثبت شده است هرچندبرخی استانهای همجوارسعی براین دارندکه هنرهایی نظیرخاتم کاری به نام خودثبت کننداماآثاربزرگانی دراین هنرهمچون خاندان گلریزخاتمی درابنیه های ملی غیرقابل انکاراست!خوشبختانه مجموعه کتاب یادشده باذکرمنابع دقیق دراین راستاودرجهت حفظ واحیای صنایع دستی فارس نقطه عطفی محسوب می شودچه آنکه دراین مجموعه به هنرهایی نظیرنمدمالی،گیوه بافی،ملکی دوزی وکلاه مالی که درآستانه به فراموشی سپردن شدن هستند،پرداخته شده است.کمترین مزیت این مجموعه کتاب مرجع ثبت این هنرهای صنایع دستی فارس درحافظه تاریخ می باشد که این مهم برای کسانی که دغدغه هویت فرهنگی دارندمغتنم است!
*انتشاردرروزنامه عصرمردم